ناشئ اكبر ( مترجم : على رضا ايمانى )

131

مسائل الامامة ومقتطفات من الكتاب الاوسط ( فرقه هاى اسلامى و مسأله امامت ) ( فارسي )

كه اگر خداى متعال كفر را ناپسند نمىدانست و [ مردم را ] از آن باز نمىداشت ، اين عمل ذاتا كفر به شمار نمىآمد . اما گروهى اين سخن را انكار كرده و اظهار داشته‌اند كه [ مفهوم ] قرار دادن ، در حقيقت يا همان تكوين و ايجاد است و يا تغيير و تحوّل ؛ و خداوند نه ايجاد كنندهء كفر است و نه آن را از مفهومى ديگر به اين معنا متحوّل كرده است . ازاين‌رو آنچه بيان كرديد ، به خدا نسبت داده نمىشود . 78 . عبد اللّه مىگويد : كسى كه بدن خود را به كار مىگيرد ، اگر در حال سلامت بدن باشد مستطيع است و اگر از آن كار بازداشته شود مستطيع نيست . و تفسير واژهء مستطيع همان مقدّر است . 79 . اما معتزليان معتقدند كه استطاعت غير از مستطيع است . آنان استمرار استطاعت را در حين انجام كار لازم شمرده‌اند ، به جز ابو هذيل كه نبود استطاعت را هنگام فعل ، ممكن دانسته است . تمامى كسانى كه بين استطاعت و مستطيع فرق مىگذارند ، معتقدند كه استطاعت پيش از فعل وجود دارد . در اين‌باره گروهى [ از معتزله ] گفته‌اند كه استطاعت همواره پيش از فعل است و به وجود آمدن آن همراه با فعل محال است و [ در مقام استدلال ] افزوده‌اند كه فاعل در حين انجام كار نيازى به استطاعت ندارد ؛ زيرا سبب همواره بدون هيچ فاصله‌اى پيش از مسبّب قرار مىگيرد . 80 . اما فرقهء مرجئه بر اين گمان بودند كه استطاعت همواره همراه با فعل است و چنين استدلال كرده‌اند كه ما براى انجام كار نيازمند استطاعت هستيم و وجود آن جداى از فعل هيچ توجيهى ندارد . 81 . عدّه‌اى ديگر نيز چنين پنداشته‌اند كه استطاعت بايد پيش از فعل و همراه آن وجود داشته باشد و براى اثبات آن پيش از انجام كار چنين دليل آورده‌اند كه كافر هنگامى كه ايمان مىآورد ، به ناچار بايد [ لحظه‌اى پيش از ايمان آوردن ] نسبت به آنچه بدان فرمان داده شده است ، يعنى ايمان ، استطاعت داشته باشد . و [ براى اثبات استطاعت در حين انجام فعل گفته‌اند : ]